https://academyarte.com/templates/jm_iliya/images/logo-loading.png

نقد و بررسی عکس - مجموعه جای خالی

نقد و بررسی عکس. کارگاه و کلاس نقد و بررسی و تحلیل تخصصی عکس در بهترین آموزشگاه عکاسی غرب تهران با مدرک معتبر بین المللی. آموزش تخصصی نقد و بررسی عکس با نگاه عکاسانه.

 نقد و بررسی مجموعه عکس " جای خالی "

عکاس: فرشاد فلاح تفتی

استیتمنت:
همیشه، همه‌جا، یک چیزی یا کسی باید باشد که نیست. تنها اشتراک تمامی بودن‌ها همین جای خالیست. این " جای خالی " قصه همیشه تکراری روزمرگی‌های ماست. احمد شاملو در " عشق عمومی " از دردی مشترک سخن گفته است اما دقیقا به موضوعی خاص اشاره نکرده و هر مخاطبی با درک خودش تفسیری از این " درد مشترک " دارد، برداشت من همین " جای خالی " بوده است. این جای خالی را نه می‌توان با کلمات مناسب پر کرد نه می‌توان در قالب ترانه‌ای خواند؛ فقط گاهی می‌شود به قول شاملو آن‌را فریاد کرد، فریادی زیر آب.

همیشه این جاهای خالی را می‌بینیم اما از کنارشان رد می‌شویم. تکرار هر روزه این دیدن دیگر حسی را در ما ایجاد نمی‌کند. آنقدر هر کدام " جای خالی " داریم که رفتن در نقش دیگری و درک کمبود دیگران تقریبا برایمان بی‌اهمیت و غیرممکن شده است.
مجموعه پیش‌رو تلاش کرده است در شرایط متفاوت خود را جای دیگری قرار دهد، فریاد " جای خالی " اَش را بشنود و آن‌را به تصویر بکشد.

 blank photo series critique - نقد مجموعه عکس جای خالی

منتقد: علیرضا جوادی

توصیف عکس:
مجموعه‌ی عکس «جای خالی»، مجموعه‌ای شامل 6 قطعه عکس سیاه و سفید و نمایش‍گر گوشه‌هایی از جهان پیرامون همه‌ی ما می‌باشد که در تک به تک آنها جای خالی چیزی که باید باشد و نیست به چشم می‌خورد. عکس‌ها نشان‌دهنده‌ی دست‌ساخته‌هایی از انسان‌ها و وجود نقصی در آنها می‌باشند. در عکس اول تنه‌ی قطع شده‌ی یک درخت، در عکس دوم سکوی مخصوص یک آبخوری فاقد شیر آب، در عکس سوم یک زمین بازی کودکان در پارک، در عکس چهارم یک حوض و فواره‌های آن که خاک‌آلود بوده و آبی در آنها جریان ندارد، در عکس پنجم یک شبکه‌ی چوبی نصب شده روی دیوار به همراه 3 فلاورباکس چوبی که در جاهای مختلف فریم چوبی نصب شده اند و در یکی از آنها گلی به چشم نمی‌خورد و در عکس آخر یک جفت لوله‌ی رفت و برگشت آب رادیاتور شوفاژ را می‌بینیم که رادیاتوری به آن وصل نیست.          

نقطه دید بیننده:
سطح دوربین در سه عکس با موضوع موازی بوده و از نقطه‌ی دید طبیعی است. اما در سه عکس دیگر، بالاتر از سطح موضوع اصلی به آن می‌نگرد. دوربین حرکت خاصی از خود بروز نمی‌دهد که در سوژه دخل و تصرفی ایجاد کند. فاصله مابین دوربین و موضوع در عکس‌های مختلف متفاوت بوده و در یکی آنها امکان استفاده از پیش‌زمینه برای بیان بهتر منظور عکاس فراهم شده است.

قاب تصویر:
قاب 2 عکس عمودی است که با چرخش 90 درجه‌ی دوربین عکاس ایجاد شده است. در 4 عکس بعد قاب افقی بوده و در یکی از عکس‌ها کراپ به شکلی ایجاد شده که قاب عکس را مربع کرده است. تناسب میان سوژه‌ها و قاب عکس، در دو عکس عمودی‌، رعایت شده است.. نمای متوسط این دو عکس، به دلیل کادربندی نسبتاً فشرده‌تری که دارد، روی موضوع بیشتر تاکید می‌کند.

در عکس‌های افقی به استثنای عکس آخر نیز، این فشردگی به چشم می‌خورد به شکلی که به نظر بیننده انگار سوژه به درستی در قاب جا نگرفته است و قسمتی از آن بیرون مانده است. در عکس آخر اما با وجود اینکه فضای زیادی در اطراف سوژه به چشم می‌خورد اما عکاس قاب را به شکلی تنظیم کرده که قسمت پیدای سوژه در منتهی‌الیه قاب قرار دارد. 

نور:
به استثنای عکس آخر، نور از منبعی طبیعی تابیده است. نور درون عکس همانند سایر عکس‌های سیاه و سفید، طیف‌هایی مابین این دو رنگ را ایجاد می‌کند. مهم است، دریابیم که تجمع و تمرکز نور و یا جریان آن از سیاهی به سفیدی و برعکس، چگونه می‌باشد که در این مجموعه عکس نور نقشی در بیان مفاهیم مد نظر عکاس نداشته است و چشم بیننده را متوجه نقطه‌ی خاصی در قاب یا سوژه نمی‌کند.

بافت:
در عکس‌های سیاه و سفید به دلیل جنس یکسان نور و رنگ موجود در اثر، ممکن است بافت اجزای موجود در عکس یک دست شده و تفاوتی میان بافت سوژه و محیط اطراف مشاهده نگردد. اما در این مجموعه عکس چنین اتفاقی نمی‌افتد و در هر قابی که به تماشا می‌نشینیم بافت سوژه به خوبی پیداست و بیننده حتی می‌تواند این بافت را در ذهن خود لمس کند.

 تجزیه و تحلیل عکس:
این مجموعه عکس بر اساس استیتمنتی که عکاس برای آن در نظر گرفته است، جای خالی قسمتی از سوژه‌ی اصلی را در هر قاب به تصویر کشیده است که به صورت روزمره با آنها برخورد داریم اما آنطور که باید و شاید به چشم ما نمی‌آیند. عکاس کوشیده است تا دید دوربین را به شکلی تنظیم نماید که فضای مربوط به آن قسمت سوژه که وجود ندارد هم در قاب وجود داشته باشد و بیننده بتواند بخش غایب سوژه را در ذهن خود تصویرسازی نماید. البته در عکس اول مجموعه که تنه‌ی یک درخت است رعایت نشده است.

از نگاهی دیگر، در عکس سوم، عنصر انسانی به عنوان قسمت غایب سوژه در نظر گرفته شده است  که به نظر من همخوانی مناسبی با باقی عکس‌های مجموعه ندارد. چون زمین بازی کودکان استفاده‌ی دائمی و 24 ساعته نداشته و حتی در طول سال تحصیلی در ساعات ابتدایی و میانی روز هم ممکن است خالی از حضور بچه‌ها باشد.

عکاس تلاش می‌کند تصاویری را که بیننده هرروز آنها یا قاب‌های مشابه آن را مشاهده و از کنار آن بی‌تفاوت می‌گذرد را دوباره و این بار به کمک مدیوم عکس ثبت کرده و در برابر نگاه وی قرار دهد. مجموعه‌ای از دست‌سازه‌های بشری که یا نیمه‌کاره رها شده‌اند و یا بعد از ساخت تلاشی برای نگهداری از آنها صورت نگرفته است. سوژه‌ای که در برهه‌ای از زمان، انسان امروز با ولع سیری ناپذیر به دنبال آن رفته و در زمان حال دیگر دست از آن کشیده است.

عکاس با عکس‌ها و استیتمنتی که برای آنها نوشته است، مخاطب را به چالش اندیشیدن در درون خود و یافتن آن جاهای خالی و فقدان‌هایی دعوت می‌کند که این روزها فراموش‌شان کرده و یا متوجه وجودشان نشده است.

آموزشگاه آزاد هنرهای تجسمی قدیمی
گروه آموزش عکاسی حرفه ای

logo-samandehi

بالا